*جبهۀ آرام*
*جبهۀ آرام*
محمد فدائی و پدرام کاویان
در سیاست، همیشه آنکس که بلندتر فریاد میزند، مهمتر نیست. گاهی سرنوشتسازترین نزاع در جایی رخ میدهد که فریادی از آن بلند نمیشود؛ در کلاسهای دانشگاه که از هر میتینگی پرطنینتر است. *آنجا که واژهها معنا میشوند، آیندهی سیاست هم ساخته میشود.* «توسعه»، «عقلانیت»، «استقلال»، «امنیت»؛ هر کدام از این کلمات، اگر در دست کسی قرار بگیرد که تعریفش را کنترل میکند، دیگر نیازی به تفنگ ندارد. کافی است نسلی را تربیت کند که دنیا را از پنجرهی همین تعاریف ببیند.
جریان انقلابی سالهاست برابر هر جبههای حاضریراق و کوبنده ایستاده. در برابر اغتشاش، تجزیهطلب، برانداز، دلتافورس، اسرائیل و آمریکا. اینها همه دشمنان آشکارند؛ ضربه میزنند، خرابکاری میکنند. خشم از آنها ساده است، چون دشمنیشان قابل فهم است. اما درست در همین لحظه جبههای دیگر، بیصدا پیش میرود؛ جبهۀ آرام.
این جبهه، محل نزاع با *جریان استحاله* است. استحاله از بیرون نمیآید، پرچم دشمن ندارد، بلکه با لباس دوست و با زبان علم ظاهر میشود. حرفش این است که جمهوری اسلامی بماند، اما تصمیمهایش علمی باشد. حرفی که در ظاهر چیزی جز عقلانیت ندارد.
و همین جاست که مغلطۀ خاموش شکل میگیرد. این طیف که درد اقتصادی را دقیق میشناسد؛ دقیقتر از بسیاری دیگر. اما در گام بعد، درمان درد را در اقتصاد نمیجوید. به سیاست میکشاند و از آن نسخهای تجویز میکند که با درد اولیه نسبتی ندارد: جمهوری اسلامی خودش نباشد.
بیست سال هست که هر سال اعلام میکنند امسال به نقطۀ «تصمیم نهایی» رسیدیم. سال بعد هم باز همین جمله را خواهند گفت. چون این تکرار، تحلیل نیست؛ *یک ایدئولوژیست.* آیینی برای دائم در اتهام نگهداشتن نظام، و تا لحظهای که تغییر هویتی به عنوان تنها راه نجات کشور پذیرفته شود.
آنها فرهنگ را به اقتصاد تقلیل میدهند (علّت خشونت، گرانی است. کأنه خشم در گرانفروشان دیده نشده!)، اقتصاد را هم به سیاست میکشانند! (علت گرانی، مرگ بر آمریکاست!)، و *سیاست را به انتخاب میان «مستقل ماندن» و «توسعهیافتن» محکوم میکنند.*
راز قدرت این طیف، درست در همین جاست. آنها *صاحب نهاد روشنفکری و نظریهپردازیاند.* نهاد علم محل تولید معناست. نسلی که فردا باید تصمیم بگیرد، «توسعه» را از کجا میآموزد؟ «عقلانیت» را از کجا؟ از کلاس درسی که آنها اداره میکنند. «امنیت» را از کجا؟ از رسالهای که با ادبیات آنها تنفس کرده. قدرتشان از گلوله نیست، از «قدرت تعریف» است.
وقتی شما تعریف «توسعه» را در اختیار داشته باشید، دیگر لازم نیست به کسی بگویید چه کند. کافی است توسعه را طوری معنا کنید که هر کس استقلال را بر توسعه مقدم بداند، ناخواسته ضد توسعه خوانده شود. این ظریفترین شکل مبارزه است، *سلطه از مسیر نظریهپردازی.*
*جبهۀ اصلی، میدان تولید نظریه است.* جنگ بر سر این است که «توسعه» در جمهوری اسلامی با چه معیاری تعریف شود. آیا توسعه یعنی امارات شدن، یا توسعه میتواند با «امنیت و هویت» پیوند بخورد؟ این جنگ در میز تحلیل اقتصادی و در متن رسانۀ عمومی جریان دارد. جریان انقلابی اگر آنجا حاضر نباشد، شکست میخورد، شکستی بیصدا.
شکست بیصدا یعنی نسلی بیاید که جمهوری اسلامی را ببیند، اما دیگر اسلامی بودنش را باور نداشته باشد. نسلی که در کتابهایش خوانده است توسعه بدون کنار گذاشتن استقلال ممکن نیست. این نسل برضد جمهوری اسلامی شورش نمیکند؛ آن را ناز میکند.
دشمن اصلی کسی است که دارد ادراک یک نسل را در جهت محو هویت انقلابی تغییر میدهد. جنگ اصلی، جنگ بر سر واژههاست. *و واژهها را نه با فریاد، که با «فکر» باید پس گرفت.* جبهه انقلابی باید میدان تولید معنا را از انحصار این طیف بیرون بکشد. مراکز مطالعاتی خودش را بسازد. تحلیلگرانی تربیت کند که اقتصاد را با امنیت و هویت پیوند بزنند و از همه مهمتر، این روایت را به زبان مردم برساند. این خودگویی تنها راهی است که پیش روی ماست، اگر قرار باشد نسلی که میآید، جمهوری اسلامی را نه به عنوان مانع توسعه، بلکه به عنوان تنها بستر ممکن توسعه بداند.
بیصداترین جبهه، سرنوشتسازترین جبهه است. و آن که در این جبهه غایب باشد، در همه جبهههای پر سر و صدا پیروز هم بشود، جنگ را باخته است.
☘️ تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی.
الله اکبر 🚀🚀🚀
برای پیروزی رزمندگان اسلام سوره فتح دعای توسل دعای ۱۴و۷ صحیفه سجادیه را قراعت کنید ...
.
الله اکبر 🚀🚀🚀
برای پیروزی رزمندگان اسلام سوره فتح دعای توسل دعای ۱۴و۷ صحیفه سجادیه را قراعت کنید.
🇮🇷#اخبار_را_با_کانال_خط_شکن_دنبال_کنید
#السلام_علیک_یا_قتیل_المذاکرات🇮🇷😭😭
👇
https://eitaa.com/xcbnbbh
محمد فدائی و پدرام کاویان
در سیاست، همیشه آنکس که بلندتر فریاد میزند، مهمتر نیست. گاهی سرنوشتسازترین نزاع در جایی رخ میدهد که فریادی از آن بلند نمیشود؛ در کلاسهای دانشگاه که از هر میتینگی پرطنینتر است. *آنجا که واژهها معنا میشوند، آیندهی سیاست هم ساخته میشود.* «توسعه»، «عقلانیت»، «استقلال»، «امنیت»؛ هر کدام از این کلمات، اگر در دست کسی قرار بگیرد که تعریفش را کنترل میکند، دیگر نیازی به تفنگ ندارد. کافی است نسلی را تربیت کند که دنیا را از پنجرهی همین تعاریف ببیند.
جریان انقلابی سالهاست برابر هر جبههای حاضریراق و کوبنده ایستاده. در برابر اغتشاش، تجزیهطلب، برانداز، دلتافورس، اسرائیل و آمریکا. اینها همه دشمنان آشکارند؛ ضربه میزنند، خرابکاری میکنند. خشم از آنها ساده است، چون دشمنیشان قابل فهم است. اما درست در همین لحظه جبههای دیگر، بیصدا پیش میرود؛ جبهۀ آرام.
این جبهه، محل نزاع با *جریان استحاله* است. استحاله از بیرون نمیآید، پرچم دشمن ندارد، بلکه با لباس دوست و با زبان علم ظاهر میشود. حرفش این است که جمهوری اسلامی بماند، اما تصمیمهایش علمی باشد. حرفی که در ظاهر چیزی جز عقلانیت ندارد.
و همین جاست که مغلطۀ خاموش شکل میگیرد. این طیف که درد اقتصادی را دقیق میشناسد؛ دقیقتر از بسیاری دیگر. اما در گام بعد، درمان درد را در اقتصاد نمیجوید. به سیاست میکشاند و از آن نسخهای تجویز میکند که با درد اولیه نسبتی ندارد: جمهوری اسلامی خودش نباشد.
بیست سال هست که هر سال اعلام میکنند امسال به نقطۀ «تصمیم نهایی» رسیدیم. سال بعد هم باز همین جمله را خواهند گفت. چون این تکرار، تحلیل نیست؛ *یک ایدئولوژیست.* آیینی برای دائم در اتهام نگهداشتن نظام، و تا لحظهای که تغییر هویتی به عنوان تنها راه نجات کشور پذیرفته شود.
آنها فرهنگ را به اقتصاد تقلیل میدهند (علّت خشونت، گرانی است. کأنه خشم در گرانفروشان دیده نشده!)، اقتصاد را هم به سیاست میکشانند! (علت گرانی، مرگ بر آمریکاست!)، و *سیاست را به انتخاب میان «مستقل ماندن» و «توسعهیافتن» محکوم میکنند.*
راز قدرت این طیف، درست در همین جاست. آنها *صاحب نهاد روشنفکری و نظریهپردازیاند.* نهاد علم محل تولید معناست. نسلی که فردا باید تصمیم بگیرد، «توسعه» را از کجا میآموزد؟ «عقلانیت» را از کجا؟ از کلاس درسی که آنها اداره میکنند. «امنیت» را از کجا؟ از رسالهای که با ادبیات آنها تنفس کرده. قدرتشان از گلوله نیست، از «قدرت تعریف» است.
وقتی شما تعریف «توسعه» را در اختیار داشته باشید، دیگر لازم نیست به کسی بگویید چه کند. کافی است توسعه را طوری معنا کنید که هر کس استقلال را بر توسعه مقدم بداند، ناخواسته ضد توسعه خوانده شود. این ظریفترین شکل مبارزه است، *سلطه از مسیر نظریهپردازی.*
*جبهۀ اصلی، میدان تولید نظریه است.* جنگ بر سر این است که «توسعه» در جمهوری اسلامی با چه معیاری تعریف شود. آیا توسعه یعنی امارات شدن، یا توسعه میتواند با «امنیت و هویت» پیوند بخورد؟ این جنگ در میز تحلیل اقتصادی و در متن رسانۀ عمومی جریان دارد. جریان انقلابی اگر آنجا حاضر نباشد، شکست میخورد، شکستی بیصدا.
شکست بیصدا یعنی نسلی بیاید که جمهوری اسلامی را ببیند، اما دیگر اسلامی بودنش را باور نداشته باشد. نسلی که در کتابهایش خوانده است توسعه بدون کنار گذاشتن استقلال ممکن نیست. این نسل برضد جمهوری اسلامی شورش نمیکند؛ آن را ناز میکند.
دشمن اصلی کسی است که دارد ادراک یک نسل را در جهت محو هویت انقلابی تغییر میدهد. جنگ اصلی، جنگ بر سر واژههاست. *و واژهها را نه با فریاد، که با «فکر» باید پس گرفت.* جبهه انقلابی باید میدان تولید معنا را از انحصار این طیف بیرون بکشد. مراکز مطالعاتی خودش را بسازد. تحلیلگرانی تربیت کند که اقتصاد را با امنیت و هویت پیوند بزنند و از همه مهمتر، این روایت را به زبان مردم برساند. این خودگویی تنها راهی است که پیش روی ماست، اگر قرار باشد نسلی که میآید، جمهوری اسلامی را نه به عنوان مانع توسعه، بلکه به عنوان تنها بستر ممکن توسعه بداند.
بیصداترین جبهه، سرنوشتسازترین جبهه است. و آن که در این جبهه غایب باشد، در همه جبهههای پر سر و صدا پیروز هم بشود، جنگ را باخته است.
☘️ تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی.
الله اکبر 🚀🚀🚀
برای پیروزی رزمندگان اسلام سوره فتح دعای توسل دعای ۱۴و۷ صحیفه سجادیه را قراعت کنید ...
.
الله اکبر 🚀🚀🚀
برای پیروزی رزمندگان اسلام سوره فتح دعای توسل دعای ۱۴و۷ صحیفه سجادیه را قراعت کنید.
🇮🇷#اخبار_را_با_کانال_خط_شکن_دنبال_کنید
#السلام_علیک_یا_قتیل_المذاکرات🇮🇷😭😭
👇
https://eitaa.com/xcbnbbh
- ۳۶۷
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط