Part
Part⁷⁶
آسیه: لباسامو عوض کردم و رفتم یه میز صبحونه قشنگ چیدم دیدم یهو آنیسا با عجله اومد گفت
آنیسا: مامااااااااااااااااااانننن🏃🏻♀️
خوردی
آسیه: یواش یواش میوفتی.
چیرو خوردم😐
علیک سلام چیشد🤨
آنیسا: ببشید دَلام👈🏻👉🏻
عمو دوروک دُف بیا زود بِییم تا مامان صبحونه رو نَتوره تموم بُتُنه
آسیه: عههههه عمو دوروک گف😒😑
نه دخترم در اصل اگه شما دیر بیای عمو دوروکت همه رو میخوره
اما خانم کوچولو شما بدون اینکه دست و صورتتو بشوری میخوای بیای صبحونه بخوری
آنیسا: اوخخخخخخخ یادم لف ببشید
الان میَم دود میام
آسیه: وایسا وایسا بدون اینکه به مامان بوس صبح بخیرو بگی میخوای بری بیا اینجا ببینم(بوسش میکنه)
اوففففففف خیلی شیرین بود سر صبحی🥰
آنیسا: منم میتام (بوسش میکنه)
میره😘
آسیه: یواش یواش نیوفتی😄
دوروک: هپ هپ یواش خانم کوچولو
کجا رف؟! (به آسیه میگه)
آسیه: لباسامو عوض کردم و رفتم یه میز صبحونه قشنگ چیدم دیدم یهو آنیسا با عجله اومد گفت
آنیسا: مامااااااااااااااااااانننن🏃🏻♀️
خوردی
آسیه: یواش یواش میوفتی.
چیرو خوردم😐
علیک سلام چیشد🤨
آنیسا: ببشید دَلام👈🏻👉🏻
عمو دوروک دُف بیا زود بِییم تا مامان صبحونه رو نَتوره تموم بُتُنه
آسیه: عههههه عمو دوروک گف😒😑
نه دخترم در اصل اگه شما دیر بیای عمو دوروکت همه رو میخوره
اما خانم کوچولو شما بدون اینکه دست و صورتتو بشوری میخوای بیای صبحونه بخوری
آنیسا: اوخخخخخخخ یادم لف ببشید
الان میَم دود میام
آسیه: وایسا وایسا بدون اینکه به مامان بوس صبح بخیرو بگی میخوای بری بیا اینجا ببینم(بوسش میکنه)
اوففففففف خیلی شیرین بود سر صبحی🥰
آنیسا: منم میتام (بوسش میکنه)
میره😘
آسیه: یواش یواش نیوفتی😄
دوروک: هپ هپ یواش خانم کوچولو
کجا رف؟! (به آسیه میگه)
- ۱.۸k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط