‌‌‌    ‍ ‌‌

‌‌‌    ‍ ‌‌

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش
یارب به دستهای خودت میسپارمش

لعنت به من که جای بیابان سینه ام
باید درون بیت غزلها بکارمش

ابری شده هوای نگاهم ولی چه سود
کو شانه ای که سر بِگُذارم، ببارمش

تنها رفیق و همدم من قاب عکس اوست
هر لحظه جای او به بغل می فشارمش

از ترس اینکه شعر به بیراهه ها کشد
در پشت پلکهای غزل می گذارمش

تنها دلیل هر نفس و عاشقانه هام
شد انکه دوست دارمش اما ندارمش
دیدگاه ها (۴۵)

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیارب به دستهای خودت میسپارمشل...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیارب به دستهای خودت میسپارمشل...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیـارب به دستهای خودت میسپارمش...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش یـارب به دستهای خودت میسپارم...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط