Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۵


محله ای که تنها جایی ماندن آدم های فقیر و بی‌خانمان می‌بود رو از نظر گذروند ماشین لوکس و مشکی نایون وارده همان محله شد بچه هایی با لیاس کثیف یا کهنه جوراب های سوراخ در کوچه بازی می‌کردن
از بچه تا بزرگ مرد یا زن پیر یا جوان همه به ماشین لوکس گران قیمت چشم دوخته بودند، بلآخره به مقصودش رسید راننده ماشین را کناره جاده درب و داغون پارک کرد و سریع پیاده شد بعد از باز کردن درب برای نایون
کفش های شیک مشکی زن روی زمین گذاشته شد،
کیفس را بر دستش جابجا کرد و به سوی در داغون خانه ای رفت
راننده تقی به درب زد و منتظر ماندن حرف های مردم آنجا به گوش نایون می‌رسید
...: وای ماشینش چقدر قشنگه
...: حتما خیلی پولداره
...: از لباساش معلومه
..: وای خدایا توی عمرم همچین ماشینی از نزدیک ندیدم
بدون توجه به حرف های آنها چشم به درب دوخت تا اینکه در توسط دختر بچه ای بازش شد نایون با روی پیشانیش وارده حیاط شد و راننده جلوی درب ایستاد حیاط کوچیک را طی کرد و وارده خونه درب و داغون شد
جلوی درب تنها اتاقی که آنها بود ایستاد دستمالی برداشت و با همان دستگیره را پایین کشید و وارده اتاق شد،
همه جا تاریک بود جز لامپ کوچیک زردی که جلوی زن پیر سال خورده ای برای داشت هیچی نبود به سمتش رفت و جلویش رو بالشت کوچیکی نشست زن پیر یا صورت چروکیده اش و صدای ناتوانی لب زد : بیست سال گذشت پارک نایون
نایون با جدیت جواب داد : درسته زمان زیادیه برای احوال پرسی نیومدم یه چیزی ازت می‌خوام
زن پیر جواب داد : بیست سال پیش اومدی پیشم و یه چیزی ازم خواستی
دیگه نیومدی و الان دوباره برگشتی برای چی ؟
نایون جدی نزدیکش شد و چک پول زیادی جلویش روی میز کوچیکی که میان آنها قرار داشت گذاشت : از همون طلسمی که بیست سال پیش ازت خواستم یکی دیگه بده و هیچ حرفی به کسی نمی‌زنی
پیر زن با تأسفی سر تکان داد : با گرفتن تون طلسم شوهرتو مرگ مغزی کردی الآنم برای پسرت میخواهیش تا از دختر خواهرت دور بشه
نایون اخمش بیشتر شد : کاریو که بهت گفتم بکن من به عاقبتش نگاه نکنیم فقط هویون از جیمین دور بشه کافیه
زن پیر طلسمی برداشت و گفت : برای پسرت بد تموم میشه اگه ازش استفاده کنی به جون میخریش
نایون با اطمینان لب زد : به جون میخرمش اما اون الان اینجا نیست میتونی دودش کنی
زن پیر : آره میتونم تا شب تأثیرش رو می‌زاره .....
............
دیدگاه ها (۱۵)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۶جونگ کوک با لبخند زیبایش سر رو پا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۷ معمولی نبود طعم لب های توت فرنگی...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۴جونگ کوک خشکش زده بود یعنی تمام م...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۴جونگ کوک خشکش زده بود یعنی تمام م...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۵۸لحظه ای درب بزرگ میله ای عمارت باز...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۶۷یه سول بی گناه اشک می‌ریخت و مقابل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط