تا که بودیم نبودیم کسی

تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم یک همنفسی
چون شکستیم همه بیدار شدند
تا که رفتیم همگی یار شدند
دیدگاه ها (۲)

از مکافات عمل غافل مشوگندم از گندم بروید جو زجو

حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط