لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار مي کنم

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار مي کنم
بابام اومده تو اتاقم ميگه لپ تاپت روشنه؟ ميگم نه، رو زمين داشت گريه مي کرد گذاشتمش رو پاهام آروم بگيره! بعد بهش ميگم کاري داري باهاش؟
ميگه نه، صداي گريه ش تا تو اتاق من ميومداومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن.
دیدگاه ها (۷)

اگه شجریان دهه هفتادی بوداول ربناش با صدای یه غول بیابانی می...

مهمترین اصل زندگی این نیست که بتوانید روی سودهایتان سرمایه گ...

دلم یکیو میخواد سرمو بذارم رو شونه های مردونشاز دنیا شکایت ک...

امید که هر روز برایت؛رویای باشد در دست، نه دور دستعشقی باشد ...

برده عمارت جئون

پارت۸ ♧ددی من♧تهیونگ کت لنا رو در اورد و با دست لنا مواجه شد...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

در دنیای من عشق بی معنی ست

رمان دخت من

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط