ادامه پارت عاشق روانی

ادامه پارت ۱۴ عاشق روانی

بدون توجه به حرفام لباسام و در آورد دستش برد پشتم و سوتینم و باز کرد
و درش آورد بعد آروم مک میزد

ا/ت:آهههه
کوک:امممم
ا/ت:آهههه

بعد ازم جدا شد و شرتم و در آورد
از خجالت سرخ شده بودم
که دید پد دارم و یادش افتاد پریودم

(ویو کوک)
یادم رفته بود آیشششش اشکال نداره عوضش از سینش لذت بردم
حالا بهتره یکار خوب براش بکنم بلند شدم لباس تنم نبود (لباسش و درآورده بود)
رفتم و نشستم بین پاهاش و آروم شکمش و ماساژ میدادم که هی ناله های آرومی می‌کرد

( ویو ا/ت )
شکمم و ماساژ داد احساس کردم که دردم خیلی بهتر شده که یهو براید بغلم کرد و بردم تو حموم دیگه شرت تنم نبود و لخت بودم وان و پر از آب گرم کرد و نشست منم بین پاهاش بودم و آروم ماساژم میداد دیگه هیچی نفهمیدم

( ویو کوک )
داشتم ماساژش میدادم که متوجه شدم خوابش برده پس شستمش و بردمش بیرون یه لباس تنش کردم و پتو انداختم روش خودمم کنارش دراز کشیدم
و
دیدگاه ها (۱۵)

اوخییییییییی 😭😅اصکی با اجازه

پس نامجون ایرانیه😌😌اصکی با اجازه

بچه ها کیا فیکام و میخونن؟؟احساس میکنم نمیخونید😭😭اگه بده بگی...

ببخشید...واقعا ببخشید:)اصکی با اجازه

وقتی عضو هشتم BTS

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط