باز انتظار تو ، در من تداعی شد...
باز انتظار تو ، در من تداعی شد...
قلب ام برای تو ، بازم فدایی شد...
درد دلم کم نیست ، بی تو در این دنیا...
پایان این قصه ، بازم جدایی شد...
این اشک و این گریه ، در من ندارد جان...
چون که دلم از غم ، این دم رهایی شد...
بازم رها کردی ، من را در این غمگاه...
انگار دلت از من ، بازم فراری شد...
بدرود امروزت ، آغاز درد ام بود...
کار دل ام هر شب ، گه بی قراری شد...
قلب ام برای تو ، بازم فدایی شد...
درد دلم کم نیست ، بی تو در این دنیا...
پایان این قصه ، بازم جدایی شد...
این اشک و این گریه ، در من ندارد جان...
چون که دلم از غم ، این دم رهایی شد...
بازم رها کردی ، من را در این غمگاه...
انگار دلت از من ، بازم فراری شد...
بدرود امروزت ، آغاز درد ام بود...
کار دل ام هر شب ، گه بی قراری شد...
- ۹۳۵
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط