میترسم از اینکه
میترسم از اینکه
روزی
یک جایی
من وتو
دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هر بار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم ...!
روزی
یک جایی
من وتو
دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هر بار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم ...!
- ۱.۱k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط