خانم لجباز، مرد مغرور پارت 6

خانم لجباز، مرد مغرور پارت 6

# رزی
خیلی اروم چشمام رو باز کردم و دیدم دستم تو دست جیمینه، خیلی سریع دستش رو زدم کنار و بلند شدم برم که گفت
جیمین : من معذرت میخوام اون کار رو از عمد انجام ندادم، خودت هم میدونی مست بودم، خودم نخواستم مشروب بخورم اونا به اجبار بهم دادن و در اخر الان خودت دستم رو گرفتی و نزاشتی برم وگرنه من قصد بدی نداشتم.
_ تو چیزی ازمن گرفتی که با معذرت خداهی تو نمیتونم دوباره ترمیمش کنم و این اتفاق هیچوقت از ذهن من پاک نمیشه.
دلم میخواد برم پیش سونها اون گفت تو پاریس زندگی میکنه، شمارش رو گرفتم و بهش گفتم بیاد اینجا. رفتن یه لباس خوشکل پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم دورم، زنگ درو زدن، جیمین از تو اتاق گفت
جیمین : من باز میکنم
_ اوک
# جیمین
رفتم درو باز کردم، با چیزی که دیدم خشکم زد، سونها اینجا چیکار داره؟
رزی : واای سونها دلم برات یه ذره شده بود دختر، میدونی از کی ندیدمت خیر سرمون یه زمانی دوستای صمیمیی بودیم.
# سونها
جیمین اینجا چیکار میکنه؟ جرا قلبم داره تند میزنه؟ بیخیال فک نکنم هنو دوسش داشته باشم.
# رزی
رنگ سونها و جیمین به وضوح پریده بود.
_ چیزی شده؟ چرا عین گچ دیوار شدین؟
جیمین و سونها : هیچی نشده
دیدگاه ها (۱۱)

خانم لجباز، مرد مغرور# رزیمنو سونها با هم رفتیم تو اتاق نشست...

خانم لحباز، مرد مغرور پارت 7# رزیاز وقتی از خونه اومدم بیرون...

خانم لجباز، مرد مغرور پارت 5# جیمینوایی نه من جیکار کردم با ...

خانم لجباز، مرد مغرور پارت 4# جیمین اون رژ قرمزی که به لباش ...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

P7ویو جونگکوک:نشسته بودم رو کاناپه یهو دیدم که میونگ اومدمیو...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

the hardeat way ۸

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط