پارت

پارت⁴
ویو ات
داشتم میرفتم که همون دختر کیوته که گفته بودم رو دیدم خیلی کیوته دلم میخوادددد دندونش بگیرم که دیدم همکلاسی من هست من رفتم روی یکی از صندلی نیمکت مانندی نشستم(کلاسشون شبیه سریال زیبای حقیقی هست کلاس جکیونگ اینا منظورمه و همچنین نمیکت هاشون)
که دیدم اون هم اومد روبه روی من که یه نیمکت بود نشست

لانا: سلام من یونا هستم اسم تو چیه
ات: کیم ات هستم
لانا: من یادم رفت فامیلیم رو بگم جئون لانا هستم پس گفتی فمیلیت کیم هست
ات: اره
لانا: من تازه داخل این مدرسه میام و اینجا رو خوب نمیشناسم
ات: من هم همین طور(با ذوق)
لانا: میشه با من دوست شی لطفا (خیلی کیوت)
ات: آره چرا که نه خوشگله(با یه چشمک ریز)
لانا: خنده
ات: خنده

ویو ات

داشتم با لانا میخندیدیم که یه پسر اومد و موهامو نوازش کرد با تعجب برگشتم که دیدم یه پسره
داخل چهرش میبارید که یه عوضی هیز باشه
که دستشو گرفتم و پیچ دادم و با لگد زدم داخل شیکمش که اون ور پرت شد بعد نشستم روی شکمش و میخواستم مشت بزنم تو صورتش
که دیدم

لانا: ات لطفا این کار رو نکن لطفا بخاطر من

ات: وقتی اینو شنیدم ولش کردم و از روش بلند شدم
دیدم اشک داخل چشماش جمع شده و داره به اون پسره نگاه میکنه (داخل دلش این ها رو گفت)
دیدگاه ها (۸)

پارت⁵رفتم و دست لانا رو گرفتم و بردمش بالای پشت بوم گفتم لان...

اسلاید ۱ اتاسلاید ۲ لانااسلاید۳ بابای اتاسلاید ۴ عموی اتاسلا...

پارت³ویو اتبلخره بعد ۲۰ مین رسیدم مدرسه که دیدم سوها جلوی در...

اسلاید ۲ میکاپ ات برای مدرسه

خشم پارت +18گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که...... تصمیم گر...

part 1

وقتی زنش بودی و اون دوستت نداشتپارت ۴ویو اتکه محکم به یه پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط