playmate p
#playmate p⁶⁵
●○راوی ویو:
کوک ۲ شب بود که نخوابیده بود و فقط به ات زل زده بود منتظر یه حرکت ریز از ات بود تا بفهمه ات بهوش اومده بعد از این باید چیکار میکرد؟
یهو انگشت ات تو دستای کوک حرکت کرد سریع لب زد
کوک: پ...پر..پرستارر بهوش اومد
+اتاق ۸۱۶ دکتر و خبر و کنید
÷سطح هوشیاری؟
+نرمال
دکتر ات و برسی کرد فعلا همه چیز نرمال بود دوتر خواست با کوک حرف بزنه که کوک مانعش شد پرستار و کنار زد و رسید درست کنار ات دستشو تو موهای ات فرو برد نوازشش کرد صورتش و بین دستاش قرار داد بغض گلوشو گرفته بود تا بلاخره صداش درومد
کوک:میدونی چقدر منتظر بودم
*ات نمیدونست چی شده صدای حرفای کوک براش قطع شد سعی کرد به یاد بیاره که تمام قضایا از جلو چشماش رد شد سریع چشماشو باز کرد به کوک نگاه کرد لب باز کرد
ات:خ...خجالت ب..بکش... مرد که ..گ...گریه نمیکنه
کوک:کی گفته من گریه میکنم؟ خاک رفته تو چشمام(همینطور که این جمله رو گفت اشکاشو از رو صورتش پاک کرد و همون لبخند همیشگیو تحویل ات داد)
ات:انگار من...مُ..ردم احمق مگه چی ... شده حالا
کوک:بزار خوب شی بعد الکی وانمود کن که خوبی
ات:...من ...خوبم تو مخت تاب ... برداشته
کوک: اووو اووو واسه اول کاری زیادی داری گنده گویی میکنی تو فعلا کامل بلند شو تا بهت نشون بدم کی مخش تاب برداشته
کوک:لقب جدید برات پیدا کردم "سوپرعن"میخواستی منو نجات بدی ولی خودت و به کشتن دادی
ات:کاش بهوش نم...نمیومدم... تا این شر و ور...هاتو..نش..نشنوم
کوک:نه نه ببخشید غلط کردم رفتیم خونه باید تا اخر عمرم جواب این فدا کاریتو بدم
ات:...
●○راوی:
کیم با دیدن بهوش اومدن ات و مشاجره اش با جونگکوک خیالش کمی راحت شد اما کافی نبود اون اماده انتقام از خیلیا بود چانگ...زنش...و کسی که مسئول این وضعیت بود رسید به مقرش دستور داده بود رد تیرانداز و بزنن که جیمین گفت
جیمین: تیرانداز ...اون... خواهر سه جونه
تهیونگ:چی؟(پوزخندی زد)
جیمین:"جنی" با تیم آرنون و ... نبوده ولی مثل اینکه از عملیات خبر داشته و هدفشم فقط ات بوده
تهیونگ:اون حرومزاده با خواهر هرزه اش پاشونو از گیلمشون دراز تر کردن هه احمقا
جیمین:باید به کوک بگی
تهیونگ:امروز وقتش نیست
جیمین:پس کی میخای بگی؟
تهیونگ: ....
جیمین:باید هشدارشو به کوک بدی
تهیونگ: مختصات جنی رو برام در بیار
جیمین:اگر بری سر وقتش فکر میکنه اون برندس چون اون فقط دنبال توعه
تهیونگ:...
●○راوی ویو:
کوک ۲ شب بود که نخوابیده بود و فقط به ات زل زده بود منتظر یه حرکت ریز از ات بود تا بفهمه ات بهوش اومده بعد از این باید چیکار میکرد؟
یهو انگشت ات تو دستای کوک حرکت کرد سریع لب زد
کوک: پ...پر..پرستارر بهوش اومد
+اتاق ۸۱۶ دکتر و خبر و کنید
÷سطح هوشیاری؟
+نرمال
دکتر ات و برسی کرد فعلا همه چیز نرمال بود دوتر خواست با کوک حرف بزنه که کوک مانعش شد پرستار و کنار زد و رسید درست کنار ات دستشو تو موهای ات فرو برد نوازشش کرد صورتش و بین دستاش قرار داد بغض گلوشو گرفته بود تا بلاخره صداش درومد
کوک:میدونی چقدر منتظر بودم
*ات نمیدونست چی شده صدای حرفای کوک براش قطع شد سعی کرد به یاد بیاره که تمام قضایا از جلو چشماش رد شد سریع چشماشو باز کرد به کوک نگاه کرد لب باز کرد
ات:خ...خجالت ب..بکش... مرد که ..گ...گریه نمیکنه
کوک:کی گفته من گریه میکنم؟ خاک رفته تو چشمام(همینطور که این جمله رو گفت اشکاشو از رو صورتش پاک کرد و همون لبخند همیشگیو تحویل ات داد)
ات:انگار من...مُ..ردم احمق مگه چی ... شده حالا
کوک:بزار خوب شی بعد الکی وانمود کن که خوبی
ات:...من ...خوبم تو مخت تاب ... برداشته
کوک: اووو اووو واسه اول کاری زیادی داری گنده گویی میکنی تو فعلا کامل بلند شو تا بهت نشون بدم کی مخش تاب برداشته
کوک:لقب جدید برات پیدا کردم "سوپرعن"میخواستی منو نجات بدی ولی خودت و به کشتن دادی
ات:کاش بهوش نم...نمیومدم... تا این شر و ور...هاتو..نش..نشنوم
کوک:نه نه ببخشید غلط کردم رفتیم خونه باید تا اخر عمرم جواب این فدا کاریتو بدم
ات:...
●○راوی:
کیم با دیدن بهوش اومدن ات و مشاجره اش با جونگکوک خیالش کمی راحت شد اما کافی نبود اون اماده انتقام از خیلیا بود چانگ...زنش...و کسی که مسئول این وضعیت بود رسید به مقرش دستور داده بود رد تیرانداز و بزنن که جیمین گفت
جیمین: تیرانداز ...اون... خواهر سه جونه
تهیونگ:چی؟(پوزخندی زد)
جیمین:"جنی" با تیم آرنون و ... نبوده ولی مثل اینکه از عملیات خبر داشته و هدفشم فقط ات بوده
تهیونگ:اون حرومزاده با خواهر هرزه اش پاشونو از گیلمشون دراز تر کردن هه احمقا
جیمین:باید به کوک بگی
تهیونگ:امروز وقتش نیست
جیمین:پس کی میخای بگی؟
تهیونگ: ....
جیمین:باید هشدارشو به کوک بدی
تهیونگ: مختصات جنی رو برام در بیار
جیمین:اگر بری سر وقتش فکر میکنه اون برندس چون اون فقط دنبال توعه
تهیونگ:...
- ۳.۸k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط