ادامه سناریو p
ادامه سناریو p3
تئودور نات : داشتی باهاش شطرنج بازی میکردی و ذهنت درگیر این بود که مهره بعدی که قراره تکون بدی چیه که با صدای تئودور که از خوشحالی برد رو به مهره شاهت گفت کیش و مات به خودت اومدی تئودور با صدای بلند گفت : دیدی گفتم من تو این بازی رغیب ندارم خانم کوچولو
با اعتراض گفتم : توی بی مغز چطور شد یهویی شدی استاد شطرنج ببینم نکنه تقلب کردی
در جواب گفت : فعلا که نتیجه بازی نشون میده کی مغزش بیشتر کار میکنه خنگول من
از زیر میز پاش رو محکم لگد کردم و گفتم :اولا من خنگ نیستم دوما از کجا معلوم تو از جنا کمک نگرفته باشی همین دیشب میگفتی جن ها متقلب های خوبین
از درد صورتش جمع شد و با اعتراض گفت :وحشی خانم تقصیر خودته که بازی بلد نیستی به من چه
از جام بلند شدم و با مشت زدن به بازوش گفتم :نخیرم به اون جن کنار دستیت بگو اگه تقلب میرسونه آنقدر تابلو نباشه
تئودور دستمو گرفت و به زور روی پای چپش نشوند و گفت : فعلا باید این وحشی خانم که بغل دستم نشسته رو آروم کنم بعدش میرم سراغ اون جنی که بهم تقلب رسوند
انزو برکشایر /ریگولوس بلک : با صدای بلند در حالی که گریه ات گرفته بود گفتی :این قبول نیست این دوتا خیلی به هم میومدن و همزمان به نویسنده فیلم فحش میدادی که انزو خندید و گفت :ببینم واقعا داری برای اینکه چرا تام و جری دعواشون شده گریه میکنی ؟
با چشمای خیست مشتی به سینه اش زدی و گفتی :خیلی بی احساسی تام بیچاره و با لباسش صورتت رو پاک کردی
انزو که میدونست به جای آب چی خوردی فقط خنده اش رو قورت داد گفت :عیبی نداره پیش میاد دیگه
چشمات رو چرخوندی و با عصبانیت بهش گفتی :از کی تا حالا جنابعالی آنقدر بی احساس شدی؟ و با دستت چشماش رو باز کردی و گفتی :نکنه روح اون سگه تسخیرت کرده ؟ انزو که نمیتونست جلوی خنده اش رو نگه داره بلند خندید که مشت محکمی به بازوش زدی و گفتی :نفهم روانی جن زده چرا میخندی ؟
خنده اش رو جمع کرد و با قفل کردنت بین بازوهاش گفت :فعلا که جنابعالی جن زده شدی کوچولوی خرابکار
بلاخره این سناریو تموم شد
امیدوارم خوشتون بیاد
تئودور نات : داشتی باهاش شطرنج بازی میکردی و ذهنت درگیر این بود که مهره بعدی که قراره تکون بدی چیه که با صدای تئودور که از خوشحالی برد رو به مهره شاهت گفت کیش و مات به خودت اومدی تئودور با صدای بلند گفت : دیدی گفتم من تو این بازی رغیب ندارم خانم کوچولو
با اعتراض گفتم : توی بی مغز چطور شد یهویی شدی استاد شطرنج ببینم نکنه تقلب کردی
در جواب گفت : فعلا که نتیجه بازی نشون میده کی مغزش بیشتر کار میکنه خنگول من
از زیر میز پاش رو محکم لگد کردم و گفتم :اولا من خنگ نیستم دوما از کجا معلوم تو از جنا کمک نگرفته باشی همین دیشب میگفتی جن ها متقلب های خوبین
از درد صورتش جمع شد و با اعتراض گفت :وحشی خانم تقصیر خودته که بازی بلد نیستی به من چه
از جام بلند شدم و با مشت زدن به بازوش گفتم :نخیرم به اون جن کنار دستیت بگو اگه تقلب میرسونه آنقدر تابلو نباشه
تئودور دستمو گرفت و به زور روی پای چپش نشوند و گفت : فعلا باید این وحشی خانم که بغل دستم نشسته رو آروم کنم بعدش میرم سراغ اون جنی که بهم تقلب رسوند
انزو برکشایر /ریگولوس بلک : با صدای بلند در حالی که گریه ات گرفته بود گفتی :این قبول نیست این دوتا خیلی به هم میومدن و همزمان به نویسنده فیلم فحش میدادی که انزو خندید و گفت :ببینم واقعا داری برای اینکه چرا تام و جری دعواشون شده گریه میکنی ؟
با چشمای خیست مشتی به سینه اش زدی و گفتی :خیلی بی احساسی تام بیچاره و با لباسش صورتت رو پاک کردی
انزو که میدونست به جای آب چی خوردی فقط خنده اش رو قورت داد گفت :عیبی نداره پیش میاد دیگه
چشمات رو چرخوندی و با عصبانیت بهش گفتی :از کی تا حالا جنابعالی آنقدر بی احساس شدی؟ و با دستت چشماش رو باز کردی و گفتی :نکنه روح اون سگه تسخیرت کرده ؟ انزو که نمیتونست جلوی خنده اش رو نگه داره بلند خندید که مشت محکمی به بازوش زدی و گفتی :نفهم روانی جن زده چرا میخندی ؟
خنده اش رو جمع کرد و با قفل کردنت بین بازوهاش گفت :فعلا که جنابعالی جن زده شدی کوچولوی خرابکار
بلاخره این سناریو تموم شد
امیدوارم خوشتون بیاد
- ۷.۵k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط