آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁵⁹
ویو آنا
به سمت اتاقم رفتم و درو بستم و بهش تکیه دادم،حس عجیبی داشتم،شبیه همون حس که اون صبح توی خونه تهیونگ بودم،فکر و خیال رو کنار گذاشتم و رفتم رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم که صدا در اومد،فهمیدم که تهیونگ رفته
ویو ات
به اتاق جین و نامجون رفته بودیم تا سوجو بخوریم،کنار جیهوپ نشستم که در زده شد و تهیونگ وارد شد،اما تنها بود،آنا همراهش نبود
گردن تهیونگ همه جای کیس مارک های آنا بود،یعنی تا کجا پیش رفتن؟
اومد نشست،انگار هیچکس نمیخواست ازش چیزی بپرسه
جین با ۸ تا بطری سوجو با خودش آورد
جین:خب بچه ها،آخرین شبی هست که اینجا هستم،آماده ترکوندن هستین؟؟
همه آره گفتن و دست زدن
ات:تهیونگ آنا کو؟
تهیونگ نیم نگاهی بهم انداخت
تهیونگ:خواست استراحت کنه
ات:من میرم شاید آوردمش،شما شروع کنید
آلیسا: بیام؟
ات:نه نمیخواد
به جیهوپ نگاهی انداختم و بلند شد و به سمت اتاق آنا رفتم
ادامه دارد
پارت⁵⁹
ویو آنا
به سمت اتاقم رفتم و درو بستم و بهش تکیه دادم،حس عجیبی داشتم،شبیه همون حس که اون صبح توی خونه تهیونگ بودم،فکر و خیال رو کنار گذاشتم و رفتم رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم که صدا در اومد،فهمیدم که تهیونگ رفته
ویو ات
به اتاق جین و نامجون رفته بودیم تا سوجو بخوریم،کنار جیهوپ نشستم که در زده شد و تهیونگ وارد شد،اما تنها بود،آنا همراهش نبود
گردن تهیونگ همه جای کیس مارک های آنا بود،یعنی تا کجا پیش رفتن؟
اومد نشست،انگار هیچکس نمیخواست ازش چیزی بپرسه
جین با ۸ تا بطری سوجو با خودش آورد
جین:خب بچه ها،آخرین شبی هست که اینجا هستم،آماده ترکوندن هستین؟؟
همه آره گفتن و دست زدن
ات:تهیونگ آنا کو؟
تهیونگ نیم نگاهی بهم انداخت
تهیونگ:خواست استراحت کنه
ات:من میرم شاید آوردمش،شما شروع کنید
آلیسا: بیام؟
ات:نه نمیخواد
به جیهوپ نگاهی انداختم و بلند شد و به سمت اتاق آنا رفتم
ادامه دارد
- ۱۱۰
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط