همزاد گردبادم و از نسل آتشم
همزاد گردبادم و از نسل آتشم
پایان نیمه کاره ی خوابی مشوشم
من یک مناره ام به بلندای عمر نوح
با زخم و تاول و ترک و غم ، منقشم
شهنامه ای نبود بگویم که رستمم
سودابه ای نبود بگویم سیاوشم
" گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی اسیر " روی خوش و موی دلکشم "
گاهی به حال من غزلم گریه می کند
از ناله های مبهم دردی که می کشم
بغضی به سینه دارم و عکسی برابرم
به چشم های شرقی این عکس دلخوشم
تا صبح گریه می کنم و غنچه می دهند
گل های ریز صورتی روی بالشم
پایان نیمه کاره ی خوابی مشوشم
من یک مناره ام به بلندای عمر نوح
با زخم و تاول و ترک و غم ، منقشم
شهنامه ای نبود بگویم که رستمم
سودابه ای نبود بگویم سیاوشم
" گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی اسیر " روی خوش و موی دلکشم "
گاهی به حال من غزلم گریه می کند
از ناله های مبهم دردی که می کشم
بغضی به سینه دارم و عکسی برابرم
به چشم های شرقی این عکس دلخوشم
تا صبح گریه می کنم و غنچه می دهند
گل های ریز صورتی روی بالشم
- ۲.۱k
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط