نشست روبروم نگام کرد گفت
نشست روبروم نگام کرد گفت:
آخه اینهمه اشکو از کجا میاری؟
چیه این غم که ولش نمیکنی؟
نگا کن هوارو،بلند شو زندگی کن،لذت ببر ...
از کجا معلوم فردا بودی و تونستی کارایی که دوست داری رو انجام بدی؟
از کجا معلوم فردا تونستی قشنگیای دنیا رو ببینی؟
بلند شو ببین آسمون تور سفید سرش کرده، ببین رخت عروسشو پوشیده،یه تیکش بالای خونه ی منو توئه،
نگاه کن درختا لباس خوشگلاشونو تن کردن واسه عروسی آسمون ...
چجوری دلت میاد که غم راه بدی توی دلت؟
خنده های قشنگت کجا رفتن پس؟
تنت سالمه،این همه قشنگی دنیا همش مال توئه که ببینیشون ...
دستمو گرفت،برد جلوی آیینه گفت ببین،یکی از اون قشنگیا؛ خودتی،چشمات،لبات،موهات،پوست تنت ...
یکم دستمو فشار داد گفت حواست هست به لحظه ی دردانه ی حال؟
به تموم این زیبایی ها که نکنه یه روز که غم ولت کرد،
دیر بشه و نتونی ببینی و حس کنی؟
حواست هست؟
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
آخه اینهمه اشکو از کجا میاری؟
چیه این غم که ولش نمیکنی؟
نگا کن هوارو،بلند شو زندگی کن،لذت ببر ...
از کجا معلوم فردا بودی و تونستی کارایی که دوست داری رو انجام بدی؟
از کجا معلوم فردا تونستی قشنگیای دنیا رو ببینی؟
بلند شو ببین آسمون تور سفید سرش کرده، ببین رخت عروسشو پوشیده،یه تیکش بالای خونه ی منو توئه،
نگاه کن درختا لباس خوشگلاشونو تن کردن واسه عروسی آسمون ...
چجوری دلت میاد که غم راه بدی توی دلت؟
خنده های قشنگت کجا رفتن پس؟
تنت سالمه،این همه قشنگی دنیا همش مال توئه که ببینیشون ...
دستمو گرفت،برد جلوی آیینه گفت ببین،یکی از اون قشنگیا؛ خودتی،چشمات،لبات،موهات،پوست تنت ...
یکم دستمو فشار داد گفت حواست هست به لحظه ی دردانه ی حال؟
به تموم این زیبایی ها که نکنه یه روز که غم ولت کرد،
دیر بشه و نتونی ببینی و حس کنی؟
حواست هست؟
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
- ۳.۰k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط