قلبت که بی نظم زد ،

قلبت که بی نظم زد ،
بدان که عاشقی ...

اشکت که بی اختیار سرازیر شد ،
بدان که دلتنگی ...

شبت که بی خواب گذشت ،
بدان که نگرانی ...

روزت که بی شوق آغاز شد ،
بدان که نا امیدی ...

سینه ات که بی جا آه کشید ،
بدان که پُرحسرتی ...

دلت که بی دلیل گرفت ،
بدان که تنهائــــــی ...

امروز تو نیستی مادربزرگ ، امّا ...
اما من به همهٔ آن حرفهایت رسیدم !
ایکاش قبل ِ رفتنت ،
چارهٔ این وقتایی که
برام پیش بینی کردی
را هم میگفتــــــی
دیدگاه ها (۲)

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم، یارِ دل...

ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳ...

خدایا دیشب خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...س...

آتش دیر دوچشمان فریبای توامکوکب عشق منی مهوتماشای توامراهبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط