شب نوزدهم رمضان

شبِ نوزدهم رمضان؛
شبی که تاریخ، صدای شکافتنِ عدالت را شنید.

در تاریکیِ سحر، مردی که تمامِ عمرش
را در محرابِ عدالت ایستاده بود، در همان محراب ضربت خورد.
شمشیری بر فرقِ علی نشست؛ امّا حقیقت آن بود که ضربه بر پیکرِ عدالت فرود آمد.

علی همان کسی بود که شب‌ها نان بر دوش می‌گرفت و بی‌صدا درِ خانهٔ یتیمان را می‌کوبید.
همان که در میدانِ جنگ، کوهِ شجاعت بود و در برابرِ خدا، بنده‌ای فروتن.
همان که حکومت را نه طعمه، بلکه امانتی سنگین می‌دانست.

آن سحرگاه، وقتی خون از پیشانیِ او جاری شد، کلامی گفت که تا ابد در تاریخ طنین دارد:
«فُزتُ و ربِّ الکعبه»
به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم.

این جمله، رازِ علی بود؛
رازِ انسانی که تمامِ زندگی‌اش را برایِ حق داد و حتی لحظهٔ شهادت را نیز پیروزی دید.

امشب، شبِ اندوهِ عدالت است.
شبِ غربتِ مردی که جهان هنوز به اندازهٔ فهمِ او بزرگ نشده است.

سلام بر علی؛
مردی که عدالت را زندگی کرد،
و در محرابِ عبادت، به دیدارِ حقیقت شتافت.

✍️ به قلم: بهرام محمدی | DBA
🏛 دکترینِ حَـد | اتاقِ استراتژیِ «حق» (نه قدرت)
📌 @bmlimit

https://eitaa.com/joinchat/642450909Ce319377bb6
دیدگاه ها (۰)

شبِ نوزدهمِ رمضان؛آسمان امشب با خون گریه کرد.‌سحرگاهِ کوفه، ...

۱ امشب سحر… محراب بوی خون می‌دهد و آسمان آرام گریه می‌کند...

🌙 سِریِ جدید۱۱۴ اصلِ عدالت و انتظار۳۱. انتظار، تمرینِ عدالت ...

🌙 سِریِ جدید۱۱۴ اصلِ عدالت و انتظار۲۱. انتقادِ سازنده، هدیه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط