part57
part57
به دی*کشش مشت زدم و پا به فرار گزاشتم
_پدصگ سوخته زندت نمیزارم عاححححححححح(داد)
+هاهاهاهاهاهاهاها خوب شد (از پایین داد زد)
_دارم برات (زیر لب)
بعد چندین
ته یه نقشه های تو سرش بود
ویو ات
بعد اینکه زدمش ناراحت شدم چرا اخه زدم چند ساعته بیرون نیومده یعنی چیش شده
نکنه از درد مرده
یا ات زبونتو گاز بگیر خدا نکنه
از پله ها یواش یواش رفتم بالا
ویو ته
تو سرم نقشه های براش داشتم
دستمو گذاشتم رو دی*کم و گفتم
{ناراحت نباش چن ساعت دیگه گرم میشی دیگه به جای درد لذت میبری }
دیدم صدای ات میاد حتما قرار بیاد پس دس به کار بشم
رفتم پشت در وایسادم
دیگه به پله ای اخر که رسیدم گفتم:
+خدایا خودمو به تو میسپرم
وارد اتاق شدم کسی نبود
+وا یعنی کجا رفتم
ته درو قفل کرد
_پشتتم بیب
+بسم الله الرحمن الرحیم مث چی ظهور میکنی
_عه
+{تازه فهمید ته بهش گفته زندت نمیزارم }ته من برم غذا درست کنم
_نه لازم نیس واجب تر از غذا یه کاری داریم
ادامه دارد.....
(ببخشید دیر شد
میشه شرط بزارم؟
تو کامنت ها بگین)
به دی*کشش مشت زدم و پا به فرار گزاشتم
_پدصگ سوخته زندت نمیزارم عاححححححححح(داد)
+هاهاهاهاهاهاهاها خوب شد (از پایین داد زد)
_دارم برات (زیر لب)
بعد چندین
ته یه نقشه های تو سرش بود
ویو ات
بعد اینکه زدمش ناراحت شدم چرا اخه زدم چند ساعته بیرون نیومده یعنی چیش شده
نکنه از درد مرده
یا ات زبونتو گاز بگیر خدا نکنه
از پله ها یواش یواش رفتم بالا
ویو ته
تو سرم نقشه های براش داشتم
دستمو گذاشتم رو دی*کم و گفتم
{ناراحت نباش چن ساعت دیگه گرم میشی دیگه به جای درد لذت میبری }
دیدم صدای ات میاد حتما قرار بیاد پس دس به کار بشم
رفتم پشت در وایسادم
دیگه به پله ای اخر که رسیدم گفتم:
+خدایا خودمو به تو میسپرم
وارد اتاق شدم کسی نبود
+وا یعنی کجا رفتم
ته درو قفل کرد
_پشتتم بیب
+بسم الله الرحمن الرحیم مث چی ظهور میکنی
_عه
+{تازه فهمید ته بهش گفته زندت نمیزارم }ته من برم غذا درست کنم
_نه لازم نیس واجب تر از غذا یه کاری داریم
ادامه دارد.....
(ببخشید دیر شد
میشه شرط بزارم؟
تو کامنت ها بگین)
- ۳۸۳
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط