به دیدارم بیا

به دیدارم بیا
قبل از اینکه بین مردم شهر
دچار عام بودن باشم
منی که هر روز چند
نگاه هایم را می شستم
به دیدارم بیا
قبل از اینکه قرص های مسکن
مرا قورت بدهند
قبل از اینکه سردرد هایم مرا فراموش کنند
به دیدارم بیا حتما
که این آشفته بازار که منم
قبل از تو رونق فراوان داشت
بیا که ببینی جای دیوانه
تیمارستان نیست
جای دزد زندان نیست
منی که هر روز افسوس های این شهر را
می دزدم و گوشه ی زندان دیوانگی هایم
هر چند ساعت چندبار
اسرافانه مصرف میکنم
به دیدارم بیا آشنا
بیا
قبل از سوت پایان !
دیدگاه ها (۱)

گفته بودمگاهی اتفاق ها درست می افتدوسط خوش باوری هایت.گاهی خ...

باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست که تو را به وقت هایی ...

از سعدی آثار بسیاری به نظم و نثر برجای مانده‌است:بوستان: منظ...

بارالها...وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه ...

Chapter Seven, Part ³× اصلا استادی هست که بهش علاقه مند باشی...

چرا آقای لاریجانی را در شهر قم دفن کردند؟چند روز پیش با دو ن...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط