«و او مجبور است چنین زندگی کند، بر لبه‌ی ویرانی، قوی، تنه

«و او مجبور است چنین زندگی کند، بر لبه‌ی ویرانی، قوی، تنها، بدون اینکه کسی او را بفهمد یا برایش دلسوزی کند.»
دیدگاه ها (۰)

حق می‌دهی به من اگر احساس غم کنم؟وقتی خودم برای خودم چای دم ...

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا ب...

شاید تنها یک آغوشمی‌توانست ما را نجات دهداما ما نشستیم و بحث...

وفا نکردنت آموخت عشق بی حدم…

- و او مجــبور اســت چـنین زنــدگی کنـد ، بر لبه‌ٔ ویــرانی...

#هر...قلبی نیازمند قلب دیگری استتا برایش ذوق کند، بخندد،، گر...

برایش دیوانه شوچرا ک عشقی عاقلانه ، هیچ زنی راافسون نمی کند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط