به نام شهریور

به نامِ شهریور....
"دست پاچه فرزندِ سال"....
دست پاچه یِ بستنِ بارُ بنه یِ گــرما....
دست پاچه یِ تمام شدن
مرزِ سبــزی تابستانُ و زردیِ خش خش وارِ پاییــز....
به نامِ شهریور...
با عصر هایی کشدار و شب هایِ غم آلوده یِ رفتن....
شهریوری که تویِ گوشِ تمامِ روزهایش
صدایِ زنگِ مدرسه ها پیچیده
و مثلِ طفلِ فراری از مکتب
دلش پیچ میخــورد و سرش تاب....
به نامِ شهریور....
که بادِپاییــزی تنِ رنجورش را میلرزاند و گرمایِ مردادی
هنوز تویِ رگ هایش جاریست....
من میبوسمت شهـریورِ جان
که امیــد هایِ وصالم
تویِ چشمانِ پر اضطرابت پیداست....
دیدگاه ها (۱)

روزهای شهریوریه جورایی خاصهاز گرمای سوزان تابستانرسیدی به خن...

mOm

«پیوسته سپاسگزار باشید...🙏 🏼 👈 🏻 داشته‌هایی را که شما دست‌‌ک...

وقتی مهربانی❤ ️ جزیی از وجودت باشه...هیچوقت نمیتوانی ترکش کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط