داشتم به این فکر میکردم که اگه یک شب یا یک روز مرگ اومد س

داشتم به این فکر میکردم که اگه یک شب یا یک روز مرگ اومد سراغم بهش چی بگم؟
بگم برو حالا بعدا با هم صحبت میکنیم
اصلا میره؟ اصلا اجازه ی حرف زدن بهم میده؟ اصلا به ارزوهام نگاه میکنه؟ به اینکه هنوز کلی کار هست که باید انجام بدم؟به اینکه هنوز دست کسی که دوسش دارمو نگرفتم،
مرگ بهم اجازه میده؟ بهش زنگ بزنم برای اخرین بار فقط صداشو بشنوم، مرگ اینقدر مهربون هست که اجازه بده برم از دوستام خداحافظی کنم؟ یا نه همیشه باید اماده باشم، همیشه باید یهجوری لباس بپوشم که انگاری این اخرین لباسیه که میپوشم یا جوری رفیقامو دوست داشته باشم که شاید واسه بعدا دیر باشه، یا هرشب از پدرمادرم خداحافظی کنم بعد برم بخوابم یا اینکه تا دیر نشده برم کسی که دوسش دارم ببینمو بهش بگم چقدر دوسش دارم.
مرگ اینقدر مهربون هست که فرصت بده؟
فکر نمیکنم!
همیشه حقیقت ها تلخن،مثل مرگ...
دیدگاه ها (۱۳)

"برای خود وقت بگذاریم"کمی خود را دوست بدار،چه اشکال داردگاهی...

من هم خدایی دارم ..(خدایا آشوبم ، آرامشم تویی)در پیچ و تاب ز...

این روزا کسی به معنی "نقطه" آخر جمله ها دقت نمیکنه! کسی توجه...

برای خوبی هات خط قرمز تعیین کن،خوبیهاتو جمع کن تو قلبت و واس...

عشق ممنوع p3

خندمهبخاطر کاراتون تاحالا عذاب وجدان نگرفتید نه؟ اینقدر خوشت...

وکیل اقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط