ولی هیچگاه کسی نفهمید که ما خواستار کمی توجه و علاقه بودی

ولی هیچگاه کسی نفهمید که ما خواستار کمی توجه و علاقه بودیم ، خواستار دستانی گرم که با لطافت ، راه های درست زندگی را در مغز بی جانمان من فرو کند .
دیدگاه ها (۳)

برای هر کسی یه اسم تو زندگیش هستکه تا ابد هر جایی اونو بشنوه...

مرد فقیری بود که همسرش از ماست کَره میگرفت. آن زن کره ها را ...

نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بودپ...

خودتو با بقیه مقایسه نکن لطفاً !یکی تو ۲۳ سالگی ازدواج می‌کن...

نیکزاد افرسی نیا هرسین تنهایی انسان

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

معرفی کتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط