ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود
ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود
کو شکری که عاشق او ز بتر نمیشود
عشق که در میان جان هست میان جان نهان
وان دگری ز چشم او خیرهتر نمیشود
در دل من چو آتش است عشق تو همچو آب خوش
آتش من به آب تو از دو طرف نمیشود
گر چه که چشم و غمزهای هست مرا به هر سه جا
در سر خسته خواب تو هیچ بشر نمیشود
هست همیشه چشم تو خستهٔ هر شکستگی
جز به دو زلف ناب تو هیچ کمر نمیشود
کار وصال جز به خیال دهان تو
راست نمیرود کسی ، کان به شکر نمیشود
هر چه کنم ز جان و دل در سر زلف تو کنم
جمله به من جفا کنی ، کان به دگر نمیشود
کو شکری که عاشق او ز بتر نمیشود
عشق که در میان جان هست میان جان نهان
وان دگری ز چشم او خیرهتر نمیشود
در دل من چو آتش است عشق تو همچو آب خوش
آتش من به آب تو از دو طرف نمیشود
گر چه که چشم و غمزهای هست مرا به هر سه جا
در سر خسته خواب تو هیچ بشر نمیشود
هست همیشه چشم تو خستهٔ هر شکستگی
جز به دو زلف ناب تو هیچ کمر نمیشود
کار وصال جز به خیال دهان تو
راست نمیرود کسی ، کان به شکر نمیشود
هر چه کنم ز جان و دل در سر زلف تو کنم
جمله به من جفا کنی ، کان به دگر نمیشود
- ۷.۲k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط