shadows murderer:قاتل سایه ها

shadows murderer:قاتل سایه ها
part:40
جنی: خب من دیگه میرم
تهیونگ: جنی...
جنی: هومم؟!
تهیونگ: مراقب خودت باش
جنی: توهم همینطور (لبخند میزنه)
جنی میره و تهیونگ میره پیش لیسا که هنوز با حالت پریشون پشت میز نشسته بود و به برگه ها خیره شده بود.
تهیونگ: میدونم چه حسی داری
لیسا: چی؟
تهیونگ: مشخصه سعی میکنی تا از جونگ کوک محافظت کنی
لیسا: متاسفم که براتون دردسر درست کردم
لیسا سرش رو پایین میندازه و تهیونگ ادامه میده: میدونم چه حسیه...اسمش عشقه
لیسا فقط سکوت می‌کنه.
تهیونگ: مطمعنی که بلایی سر جنی نمیاد؟
لیسا: جونگ کوک بهم قول داد...من روی قولش حساب کردم
تهیونگ: امیدوارم به قولش عمل کنه
لیسا: عمل میکنه
"رودخانه هان_روی پل"
چشماش رو میبنده و دستاش رو باز میکنه، صورتش رو به باد میسپاره و سعی میکنه آروم باشه. شاید اینجوری از تمام فکر و خیالات داخل سرش غافل بشه و بتونه تصمیم درستی بگیره.
توی اون لحظه فقط صدای باد خنکی که از طرف رودخونه می‌وزید و به صورتش برخورد می‌کرد میشنید و به جمعیتی که از اونجا رد میشدن اهمیت نمی‌داد، تا اینکه صدای غریبه ای آرامشش رو بهم میزنه.
جنی: عذر میخوام
عصبی بر میگرده تا چهره ی کسی که خلوتش رو بهم زده ببینه...چهره ای کاملا براش آشنا بود.
جونگ کوک: شما کی هستید؟
جنی: جالبه...جوری تظاهر میکنی انگار که منو نمیشناسی...جی کی
جونگ کوک: منظورتون رو نمی‌فهمم
جنی: جی کی مخفف جونگ کوک...اسم قاتل سریالی که فجیع‌ترین پرونده هارو رقم میزنه.
جنی: و مهم تر از همه...ساخته ی دست لیسا مانوبان...من همه چیو میدونم پس سعی نکن منم فریب بدی
چشمش رو به رودخونه میده و ادامه حرفش رو میزنه: راستی...جای قشنگیه برای مخفی شدن
جونگ کوک پوزخندی میزنه و ادامه میده: پس خانم مانوبان همه چیزو بهتون گفته افسر
جنی با دیدن لحن جونگ کوک با عصبانیت بهش نگاه میکنه و لب میزنه: اون با خواست خودش این کارو نکرد. من مجبورش کردم همه‌ چیو بگه...برعکس اون سعی می‌کرد ازت محافظت کنه
جونگ کوک: آدمی مثل اون از این کارام بلده؟ فکر کردم فقط بله زندگی دیگران رو تباه کنه
و بعد روش رو از جنی برمیگردونه و نگاهش رو به رودخونه میده.
جنی: تو باید تقاص کارت رو پس بدی...لیسام مقصره اما نه تا حدی که جور تورو هم بکشه. پس خودت رو تحویل بده، اینجوری تنهاش نزار.
(نمیخواید حمایت هارو بیشتر کنید؟
چالش: تو کامنتا پیش بینی کنید آخر فیک چی میشه)
#فیک
#ایتزی#مامامو#بی_تی_اس#بلک_پینک#اکسو#ایستریکیدز#استرو#بی_تی_بی#اسمر_فود#بی_ال#مد_گل#مدگل#پریسا#سرنا#کیوت#جین#جیمین#تیهونگ#جونگ_کوک#نامجون#شوگا#رزی#لیسا#جنی#جیسو#چانویول#دی_و
دیدگاه ها (۶۵)

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پسر بد (63)

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ² 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.22 (روایت از زبان ا.ت)...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

Heir of Light and Darknesspart : 14صبح روز بعد، تهیونگ با صد...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

خب داستان از این قراره که تهیونگ و جونگ کوک باهم دعوا شون شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط