جانم به دو دست توست. آماده اعجازم.

جانم به دو دست توست. آماده اعجازم.

باید من و شعرم را در آب بیاندازم....
دیدگاه ها (۸)

من را به گناهِ بی گناهی کشتی.......... بانوی شکار، اشتباهی ...

خنده های نمکینت،تب دریاچه ی قم...بغض هایت رقمی سردتر از قرنِ...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد..آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

من عشق تو از دست خداوند گرفتم.... آن روز که از روی تو لبخند...

لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعیسال‌ها دیوان شعرم شرمسار چشم ت...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

شعر های خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط