سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۶
[سونگمین] داشتیم آماده میشدیم که بریم سهمی رو نجات بدیم اما یهو زنگ خونه خورد.
هان: من میرم در رو باز کنم.
لینو: حله
[سونگمین] هان رفت و پرسید کیه اما کسی جواب نداد. در رو باز کرد. دید سهمی پشت در بود.
هان: عه تو. (تعجب)
سهمی: آره من برگشتم.
لینو: هان. کی بود؟
هان: بچه ها بیاین.
لینو: چی؟ این که...
سونگمین: چه خبره؟ چی؟ سهمی برگشت.
[سهمی] اومدم تو. رو به همشون وایسادم.
سهمی: من خوبم فقط کسی نیاد سمتم. نزدیکترین جا همین بود. برای همین اومدم اینجا.
چان: اما تو از کجا میدونستی ما اینجاییم؟
سهمی: خب راستش...مهم نیست.
چان: خیلی هم مهمه. (جدی)
چطور بود؟😅
پارت ۱۶
[سونگمین] داشتیم آماده میشدیم که بریم سهمی رو نجات بدیم اما یهو زنگ خونه خورد.
هان: من میرم در رو باز کنم.
لینو: حله
[سونگمین] هان رفت و پرسید کیه اما کسی جواب نداد. در رو باز کرد. دید سهمی پشت در بود.
هان: عه تو. (تعجب)
سهمی: آره من برگشتم.
لینو: هان. کی بود؟
هان: بچه ها بیاین.
لینو: چی؟ این که...
سونگمین: چه خبره؟ چی؟ سهمی برگشت.
[سهمی] اومدم تو. رو به همشون وایسادم.
سهمی: من خوبم فقط کسی نیاد سمتم. نزدیکترین جا همین بود. برای همین اومدم اینجا.
چان: اما تو از کجا میدونستی ما اینجاییم؟
سهمی: خب راستش...مهم نیست.
چان: خیلی هم مهمه. (جدی)
چطور بود؟😅
- ۱.۶k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط