عشق تو سوخته دلم را در شب فراق

عشق تو سوخته دلم را در شب فراق
وانگاه از تو هیچ شبی را سحر نشد

تا بر دلم ز غمزه ی تو تیر کارگر
نامد چه سود خوردن تیر و کمان به سر نشد
دیدگاه ها (۰)

شراب لامکانی را در این جام روان کن شراب ارغوانی را در این پی...

چه دانید چه دانید که آن یار چه خواهد جز عشق کسی را که بد و ن...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

﷽#آقای‌من🥀کی شود از تو بیاید خبری آقا جان برسداین شب ما را س...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط