غزلے ناب و صمیمانہ بہ رنگ دل تو

غزلے ناب و صمیمانہ بہ رنگ دل تو
بســــرایم کہ شود بار دگر قاتل تو
آنچنان مســـت زتیمار رُخت گشتہ دلم
کہ کُشم هر کہ بخواهد بشود مایل تو
نفسے در قفسے همچو کسے کردی مرا
آن خدایی بستایم کہ شود واصل تو
قایقی را سازم و آن را بہ آب اندازم
بشوم همدم سهراب و شوم غافل تو
پشت دریاها شهریست کہ بہ آن دلبندم
بہ گمانم کہ بباشدش همان ساحل تو.
دیدگاه ها (۳۲)

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

عاشقانه گل چای

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایت ای دوست کجای که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای عشق کجایی که دلم کرده هوایت د...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایتد...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

.سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط