بعد از رفتن استاد تهیونگ جمع شده بود تو خودش و همه کلاس دورش ...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟐
بعد از رفتن استاد تهیونگ جمع شده بود تو خودش و همه کلاس دورش جمع شده بودن و میخواستن مثلا کمکش کنن و جنتلمن به نظر بیان.
-نمیخوامممم!! برین!!
-تهیونگ-
-جیمینااااا اون ازم متنفره! تازه میخاد ازدواج کنههههنپشگدتمسژذناذس! اون مال خودمه!!
فقط کمر تهیونگ رو مالید.
-پیش میاد... به نظرم واقعا حیفه که سوهی جفتش بشه و بره با یه امگای بد اخلاقی مثل سوهی ازدواج کن-
-پارک سوهی؟!!! معلم خودمون؟!!
-هوم...نمیدونستی؟ خودش گفت... اهااا تو غایب بودی
سرش رو تو دیوار کوبید.
-تهیونگ!! حالت خوبه؟! دیوونه شدی؟!!
-میشه همتون فقط برین؟
کمی بعد همه از کلاس رفتن و خودش موند و خودش.
-ولی من میخوامش...
زانو هاش رو بغل کرد.
و به صندلی ای که تا ده دقیقه پیش جونگکوک روش نشسته بود و هنوز رایحه قهوه تلخ جونگکوک که با ادکلن جذابش ترکیب شده بود روش مونده بود چسبید.
-حتی بوش هم سکسیه...
-هوم...خوشت میاد؟
صدای بم جونگکوک بود که کنار گوشش شنید و باعث شد قلبش دیوانه وار بکوبه و لرزی کنه.
سرش رو کمی چرخوند کن با جونگکوک مواجه شد.
بی فکر و بی خجالت دستاش رو دور گردن جونگکوک حلقه کرد و لب هاش رو روی لب های جونگکوک کوبید.
جونگکوک بدون جا خوردن کمی خم شد تا گردن امگا تو اون پوزیشن درد نگیره و فقط کمرش رو نوازش کرد تا کمی اروم بشه.
-استاد... واقعا جفتت رو پیدا کردی؟
-هوم...
-نمیشه...نمیشه ولش کنی و-
-نمیشه
قاطع..
-ولی... پارک سوهی خیلی بد اخلاقه! اون خیلی بی ادبه! من خیلی امگای بهتریم!
-پارک سوهی؟ کی گفته اون جفت منه؟!
-جیمین گفت که خودش گفته-
دست های تهیونگ رو باز کرد و بی وقفه از کلاس بیرون رفت.
تهیونگ با اخم به در نگاه کرد و لب هاش که حالا طعم لب های جونگکوک رو گرفته بود لیسید.
...
-تو چیکار کردییییییی؟!
-بوسیدمش..
-تو واقعا- اون ردت نکرد؟
-نه...کمرم رو نوازش کرد...هنوز حس دست هاش تو ذهنمه..مزه قهوه رو لب هاش.. من میخوامش!!
-فعلا که جفت داره
-مارکش نکرده!!! پس نداره!!!
-خب... شاید بتونی شانست رو امتحان کنی
~~~~~~~~
𝟓𝟎𝟎 تایی شدنمون مبارککککک💃🏻✨😭
𝒍𝒊𝒌𝒆:𝟏𝟎𝟎
𝒄𝒐𝒎𝒎𝒆𝒏𝒕:𝟏𝟎𝟎
مرسی از کسایی که تلاششون رو برای پارت بعدی میکنن💕🫂😭
دیدگاه ها (۱۴۸)

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟑چهارشنبه بود... فردا اخر هفته بود و ازدواج.....

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 4-وای پدر نمیدونین با این خبر چق...

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 3جیغ بلندی کشید و عقب رفت. -توی ک...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏به زور پلک های سنگینش رو باز کرد و سمت دسشوی...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟒بی طاقت لب هاش رو روی لب های پف کرده و شکلات...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎-من بچه نیستم!! جونگکوک با صدای بم خندید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط