فیک مربی بوکس من

فیک مربی بوکس من
پارت ۱۴

_ باشه حالا میشه یه بغل بهم بدی؟
+اهوم.....محکم بغلش کردم
_ا/ت خفه شدم....آروم تر
+(باخنده)باشه.....
نمیخوای بخوابیم....دیر وقته
_اوه‌....آره راست میگی
رفتم کنارش خوابیدم دستم و دور کمرش حلقه کردم و از پشت بغلش کردم.....
+آخ....
_چیشد؟
+هیچی جای کبودیای شکمم درد اومد...دستت و گذاشتی روشون.....
_بزار ببینم...
+نمیخواد
_بزار ببینم دیگه
+باشه....لباسم و بالا زد....و به کبودی نگاه کرد
_وایی....من با تو چیکار کردم(بغض)
+اشکالی نداره خرگوش من(با لبخند)
_بابت همه چیز ازت معذرت میخوام...
+اشکالی نداره
_روی پیشونیش و بوسیدم .....قول میدم دیگه تکرار نشه‌‌......
+خب دیگه بسه الان سکته میکنم....
_چرا(با لبخند)
+با این کارات منو تو آخر میکشی
_خنده
+خب دیگه بخوابیم.....خوابم میاد
_باشه.....بغلش کردم و هردوتون خوابمون برد....
+صبح ساعت ۸ بیدار شدم کوک هنوز خواب بود....از بغلش آروم اومدم بیرون....بلند شدم و رفتم دسشویی کارهای لازم و انجام دادم....رفتم توی آشپزخونه شروع کردم صبحانه درست کنم....
ایرپاردم و گذاشتم تو گوشم و آهنگ و پلی کردم.....داشتم پنکیک درست میکردم که.....


بچه ها ی عزیز پارتا رو جابه جا گذاشتم:)
ببخشید
دیدگاه ها (۳)

فیک مربی بوکس من پارت ۱۶+(جیغغغغ)اینجا چیکار میکنی برو بیرون...

فیک مربی بوکس من پارت ۱۷+بلند شدم رفتم قرص آرام بخشمو پیدا ک...

فیک مربی بوکس منپارت۱۵+داشتم پنکیک درست میکردم که.....یه یهو...

فیک مربی بوکس منپارت ۱۳ _ا/ت....رفتم جلو....محکم بغلش کردم‌....

فیک نامجون پارت نهم (میکاپ آرتیست)

.زندگی عذاب اور «۱۱»وقتی چیفویو بیهوش، شد من سری برگشتم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط