روزگاری با تو در اوج خوشی بودم ولی

روزگاری با تو در اوجِ خوشی بودم ولی
چند سالی بعدِ تو، احوالِ مُبهم داشتم...

بعد تو بی وَقفه خندیدم من از رویِ جنون
باز بِـینِ خنده هایَم حالتِ غم داشتم...

وعده ی ِ باغ بهشت و بوسه یِ لب هایِ تو؛
بر دلم جا ماند و بد حال جَهنَم داشتم...

تو خیالت تختِ مردم بود،من دلگرمِ تو...
کاش من هم مثل تو اطرافم آدم داشتم....


" سکوت میکنم
اما دلم
بی وقفه فریاد میزند
چقدر جای تو
اینجا خالیست ....

#مانی_دانته
دیدگاه ها (۷)

پشتِ دیوارِ دلم دخترکــی میرقصد..!رویِ یک شاخه ی گُل؛ شاپرکـ...

هنوز نمی‌توانم باور کنم، نمی‌توانم بنویسم، نمی‌توانم فکر کنم...

خیالت لیوان آبی ست که هرشب بالای سرم میگذارمنیمه شب ازخواب ن...

زن هاهمه شعر می گویند !برای کسانی که دوستشان دارند ..با رنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط