گفت خب ایراد تو چیست

گفت خب ایراد تو چیست؟
گفتم زیاد فکر می‌کنم؛ خیلی، بی‌نهایت، به هرچیز مسخره‌ای بارها و بارها، مخصوصاً اگر برایم زیاد اهمیت داشته باشد، درون خود می‌ریزم و بدتر از همه نمی‌توانم هیچ‌کدام از این‌ها را بگویم و درنهایت می‌دانم همین‌ نابودم می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

- این چشم‌ها تا کی می‌خوان از من فراری باشن؟ برای داشتن نگاه...

میدونی؟... بچه که بودم روی انگشت‌های پام می‌ایستادم تا به خی...

«تمام زندگیم رو به دستش سپرده بودم تا هر جور که می‌خواد من ر...

ـ مرحله‌ی بعد از «دوستت دارم» چیه؟ «عاشقتم»؟ـ نه لعنتی. می‌...

گفت خب ایراد تو چیست؟ گفتم زیاد فکر میکنم، خیلی، بی‌نهایت، ب...

دیروز یه ارمی با جیمین ملاقات داشته و این متن رو استوری کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط