ناز چشمان تو , دل را تا ثریا میبرد

ناز چشمان تو , دل را تا ثریا میبرد

مشکی مویت مرا تا اوج رویا میبرد


در مصاف عشق بازی با دل بی کینه ات

مستی چشمت ،وجودم را به یغما میبرد
دیدگاه ها (۲)

یزدان به تو عمری دگر و روز دگر داد یک صبح دگر، ظهر دگر، ش...

بزن روزگار جوری میرقصم که این بارتو به ساز آرزوهایم بچرخی😉😉س...

.فال حافظ زدنت از پی دلتنڪَی ڪیست..؟من ڪہ ه...

بوسه ڪردم بر "لب" مستت دلم دیـــــــــــوانہ شداز غم چشماڹ م...

تو در جان منی...دردت به جانم، مهربانمشدی با شعرهایت هم زبانم...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط