𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊
سایه های عشق
.📜
.🖇️
.📜
پارت۲۳:
یک هفته بعد، جونگکوک به خانه برگشت و یونا را در آغوش گرفت. اما آرامشش طولانی نبود. نامهای روی میز آشپزخانه پیدا شد که هیچکس ندیده بود کی آورده است.

روی نامه نوشته شده بود: "جونگکوک، عشق تو و خانوادت را دوست داری؟ پس بهتر است قدرتت را به من بدهی. وگرنه همه را میگیرم. تایسون."

یونا با ترس نامه را خواند و گفت: جونگکوک... این کیه؟

جونگکوک نامه را مچاله کرد و گفت: یه دیوانه. ولی نترس، من ازش محافظت میکنم.

همان شب، جونگکوک به جیمین و تهیونگ زنگ زد و گفت: باید با تایسون ملاقات کنم. نمیتونم پنهان بشم.

تهیونگ گفت: من با تو میام. اینبار تنها نمیذارمت.

جیمین هم گفت: منم با شما هستم. سهتایی میجنگیم.

جونگکوک با لبخندی گفت: ممنون رفقا. ولی یونا و جونهو باید به جای امن برن. جیمین، این وظیفه با توست.

جیمین با ناراحتی پذیرفت و گفت: باشه، ولی قول بده زنده برگردی.

---
دیدگاه ها (۰)

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۲۴:یک هفته بعد، جونگکو...

بچها اگه دوست دارید بیشتر با من اشناشید توی کامنتا بگید📷🍫

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۲۲:جونگکوک به بندر رفت...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۲۱:چهار ماه بعد، جونهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط