برای عرض ارادت به یار راه افتاد

برای عرض ارادت به یار راه افتاد
درست چند دقیقه به چار راه افتاد

در ازدحام خیابان به راهبندان خورد
وَ قبل از اینکه بیاید،قطار راه افتاد

دوید خیس عرق سمت پنجره فولاد
رسید،گریه بی اختیار راه افتاد

همین که گفت به پهلوی مادرت حس کرد
کنار پنجره فولاد کار راه افتاد

تمام راه دو چشمم دو ابر باران بود
خلاصه چشم که وا کرد مرز مهران بود

شاعر : #علی_زمانیان
دیدگاه ها (۱)

#الطریق_الی_کربلا 🔺 امام صادق علیه السلام:جایگاه قبر امام حس...

#الطریق_الی_کربلا 🔺 امام صادق علیه السلام:هر کس که خدا خیر خ...

#الطریق_الی_کربلا 🔺 امیر المومنین (علیه السلام) خطاب به خاک ...

اگرچه ریزه خوارم بازگویمبیا امشب مرا دریاب ،ارباببه بیداری ا...

شرلوک*Sherlock part 33(4)🌀✒️فردا شب، ساعت هشت و نیم. باران م...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦....

پادشاه مافیا KnigMafia

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط