زخم شنگال شب وروزرابه هم می زند

زخم شنگال شب وروزرابه هم می زند

بایدروزی درد از توان بیفتد اما نباید هیچ وقت التیام پیدا کند

مانند شانه های آل و بختک هستند. شبها پیشت می آیند

روی سینه ها سوار می شوند و بر صورتت چنگ می اندازند

اکنون هم پی ازشنگال جسم هامان زخمی نوپیداکرده. زخم کوبانی

شمشیرزن همان شمشیرزن است. جسم همان جسم است و خون همان خون!

اما اکنون جداست. نمی توانم از تفاوت ها سخن بگویم

تفاوت زمان سربازی. علمی یا چیزدیگر…؟

فقط می توانم بگویم:

شنگال نقطه و نشانه ای درجایی گذاشت

که اخلاق سیاسی به اوج رسیدوکوبانی هم نخستین سطر برای تاریخی نوین شد

و مهم ترین دستاوردنژادی…؟
دیدگاه ها (۳)

ماچت‌ ده‌كه‌مئه‌ی‌ گیانی‌ خۆم‌ ماچت‌ ده‌كه‌م‌قۆرتی‌ چه‌ناگه‌...

می هراسم بر که می گردم خبری بد، داشته باشی. می هراسم در آغو...

هر روز گوشه اى مینشیند و پک میزند دردهایش را… روزگار خاکسترى...

به کوردی ده ژیم، به کوردی ده مرم به کوردی ده ده م وه لامی قه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط