تو هستی

تو هستی

میان ِ سطرهای ِ نانوشته

میانِ شعرهای نگفته

میان بغضهای فرو خورده .

نسیم دستان ِ توست

که به نوازش موهایم را شانه میکند

و هرشب آرام میان ِ پیراهنم میپیچد

و شاعرانه هایم پیراهن شب را می درد .

تو هستی

میان قاب ِ تمام ِ پنجره ها

در امتدادِ تمام جاده ها

تو هستی

که انتظار هست

شعر هست ...

و زنی که هرروز عاشقانه هایش

دریا را بی تاب میکند .
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

.من از آن دختر هایی بودمکه تورا تصور میکردمکنار خودم روی آن ...

من از آن دختر هایی بودمکه تورا تصور میکردمکنار خودم روی آن ص...

در من هیولایی ستبازمانده از غارهای پیش از تاریخ،بی تاب،حسودی...

"روح زخمی"ناراحت نیستم از آتشی که میان زندگی ام بپا کردی،طوف...

تکپارتی جیمین عنوان: «در ضربانِ تو»هوای شب سئول کمی سرد بود،...

همین شوق دمادم می‏تواند...و بارانی که نم نم می‏تواند...دلم ر...

اهوی گریز پا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط