روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا !!
دیدگاه ها (۷)

اینایی که نام کاربریشون شماره موبایلشونه اینارو اذیت نکنین!ب...

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخ...

آدم ها آرام آرام پیر نمےشـــوند..آدمـها در یـک لحظـــہ ..با ...

میتوان زیبا زیستنه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویمنه چنان بی...

dark life = 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط