part
part 3
﷼ نکنه خواهر.... ؟؟
ـــ نمیدونم منم شک کردم که نکنه خواهر...
(چند ساعت بعد)
تق تق تق
ــ بیا تو
﷼ ارباب مشخصاتش رو براتون آوردم
کوک:بده ببینم
جانگ ا/ت ۲۲ ساله، پدر و مادرش ولش کردن، چند بار فرار کرده، یک عمو داره که اسمش لینو هست(اون لینو نی)، برو دم در دختره و بیارش اینجا
﷼. چشم ارباب
ویو ا/ت
داشتم خونه رو تمیز میکردم که زنگ در رو زدن رفتم در رو باز کردم
ا/ت: بله کاری داشتید ؟!
﷼ شما جانگ ا/ت هستید؟
ا/ت:بله خودمم
﷼ شما باید با من بیاید ی جایی
ا/ت:کجا؟
﷼ شما بیاید متوجه میشید
ا/ت : نه من نمی... ( داشتم حرف میزدم که ی دستمال گذاشت جلو دهنم و هیچی نفهمیدم و بیهوش شدم)
﷼ چقدر حرف میزنی تو دختر اههه
عمارت کوک
﷼ ارباب
کوک: چیشد اوردیش ؟؟
﷼ بله فقط چون مقاومت کرد مجبور شدم بیهوشش کنم
کوک: کار خوبی کردی افرین میتونی بری
﷼ چشم
ویو کوک
ا/ت رو بغلش کردم و بردم گذاشتمش رو تخت منتظر موندم تا بهوش بیاد که ....
بچهها خیلی معذرت میخوام که کمه تا همینجا بخونید قول میدم ۱۰ پارت هدیه بدم بهتون
شرطا ۱۰ تا لایک📿
﷼ نکنه خواهر.... ؟؟
ـــ نمیدونم منم شک کردم که نکنه خواهر...
(چند ساعت بعد)
تق تق تق
ــ بیا تو
﷼ ارباب مشخصاتش رو براتون آوردم
کوک:بده ببینم
جانگ ا/ت ۲۲ ساله، پدر و مادرش ولش کردن، چند بار فرار کرده، یک عمو داره که اسمش لینو هست(اون لینو نی)، برو دم در دختره و بیارش اینجا
﷼. چشم ارباب
ویو ا/ت
داشتم خونه رو تمیز میکردم که زنگ در رو زدن رفتم در رو باز کردم
ا/ت: بله کاری داشتید ؟!
﷼ شما جانگ ا/ت هستید؟
ا/ت:بله خودمم
﷼ شما باید با من بیاید ی جایی
ا/ت:کجا؟
﷼ شما بیاید متوجه میشید
ا/ت : نه من نمی... ( داشتم حرف میزدم که ی دستمال گذاشت جلو دهنم و هیچی نفهمیدم و بیهوش شدم)
﷼ چقدر حرف میزنی تو دختر اههه
عمارت کوک
﷼ ارباب
کوک: چیشد اوردیش ؟؟
﷼ بله فقط چون مقاومت کرد مجبور شدم بیهوشش کنم
کوک: کار خوبی کردی افرین میتونی بری
﷼ چشم
ویو کوک
ا/ت رو بغلش کردم و بردم گذاشتمش رو تخت منتظر موندم تا بهوش بیاد که ....
بچهها خیلی معذرت میخوام که کمه تا همینجا بخونید قول میدم ۱۰ پارت هدیه بدم بهتون
شرطا ۱۰ تا لایک📿
- ۳.۶k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط