دست در دست هم دادند دست های نا مهربانت که دست دلم رو شد

دست در دست هم دادند دست های نا مهربانت که دست دلم رو شد
و حالا که دست به دست دیگری
چشم دلم کور...
مرا با عشق چه کار بود
عشق
این تهمت ناروایی که چشم هایت به پای دلم نوشتند
دلم که شعله می کشید با جرقه ی نگاهت
شعله ای که به آتش کشید هستیم را
و آتشی که خاکستر کرد احساسم را
مرا با شب و شعر وشور چه کار بود
مرا به تب مرا به تاب چه احتیاج بود
نشسته بودم به کنج نیستیم
مرا با هوس هستی چه کار بود...؟!
دیدگاه ها (۲)

حالم خوب استاما..دلم تنگ آن روزهایی شده که میتوانستم از ته...

عشقــــــــــه"A"

ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻳﺴﺖﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﻧﺎﺯﻧﻴﻨﻢ ...ﺑﺪ ﺗﺎ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻲ ...ﻋﻤﺮﻱ...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط