وقتیکه راه نمی روی!

وقتیکه راه نمی روی!
یا نمی دَوی!
زمین هم نمی خوری!!!

و این " زمین نخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...

وقتیکه تصمیمی نمی گیری!
و کاری نمی کنی!
پس اشتباه هم نمی کنی!!!

و این " اشتباه نکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...

خوب بودن ...
به این معنی نیست که ...
درهای تجربه را برخود ببندی!
و فقط پرهیز کنی،
خوب بودن ...
در انتخابهای ماست ...
که معنا پیدا می کند ...
و شکل می گیرد ...
چه جالب...
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
" از هر آنچه آزارمان میدهد"

دیروز قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد ! اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،
این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...!


روزگارتان پر از اتفاقهای قشنگ......
دیدگاه ها (۱)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

حالا اگه موقع تمرین پیششون بیوفتیم

💠در تحلیل‌هایمان عاملیت ایران را دست‌کم نگیریمسعید آجورلو عض...

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط