تا که بودیم نبودیم کسی

تا که بودیم نبودیم کسی
کشت مارا غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
دیدگاه ها (۳)

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

ولی حاجی ما پسرا خیلی نادیده گرفته شدیم بخاطر کارای بقیه همی...

֗ ‌ ‌🌑 ‌ ‌܏ ‌ ‌ٯردا ك‌‍ہ چشم بگشایم،از تپۀ روبہ‌رو سرازیر خو...

خب خب توجه کنید:دلیلی که پارت نزاشتم این چند روز این بود که ...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط