شاهزاده و شوالیه پارت

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱

(داستان)

روزی در کشوری قدرت مند دو بچه بدنیا آمدند یکی از خواندان پادشاه و آن یکی از یک خوانواده ی سلطنتی پسر پادشاه مو های سبز و چشمانی همچون زمرد داشت نامش ایزوکو میدوریا بود و پسر خواندن سلطنتی موهای به رنگ زرد لیمویی و چشمانی همچون یاقوت سرخ داشت نامش باکوگو کاتسوکی بود این دوتا از بچگی باهم بودن ولی ایزوکو در سن ۱۵ سالگی مادر خود را ازدست داد پدرش هم از بچگی گم شده بود و در سن ۱۵ سالگی مجبور شد از باکوگو جدا بشه به سلطنت رسید در خواندانی که باکوگو بدنیا اومد همشون به خواندادن پادشاه خدمت میکردن و فرزندانشان شوالیه یه آن ها می‌شدند زیرا آن ها می توانستند به اژدهایان دستور بدن بعد اینکه ایزوکو و باکوگو از هم جدا شدن ایزوکو به سلطنت رسید و باکوگو برای شوالیه شدن هر روز تمرین کرد تا روزی که قرار بود برای ایزوکو یک شوالیه انتخواب بشه
ایزوکو دیگه ۱۷ سالش بود ۲ سال بود که باکوگو رو ندیده بود خیلی منتظر بود این روز برسه به جز باکوگو ۳ شوالیه ی دیگه هم بودند کیریشیما ، شوتو ، کامیناری اینها قرار بود با باکوگو سر به دست آوردن جایگاه شوالیه سلطنتی رقابت کنند
دیدگاه ها (۱۴)

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۲میتسوکی : باکوگو بدو اماده شو باکوگ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۶*کیریشیما زنگ زد ب...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۵ دکتر : خب مچ بندت...

از اونجایی که این سناریو داره تموم میشه می خوام سناریو ی جدی...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۳باکوگو : نخیرمممممم میرم به همه ی ا...

بیوگرافی مرحم عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط