خلاصه داستان این بود که

خلاصه داستان این بود که ...
چند روز بعد از اتفاق انفجار توی فضا میگذره
سونیک دلش خیلی برای شدو تنگ شده بود و همون شب شدو میاد تو خواب سونیک و میگه که تو باعث مرگ من شدی سونیک
سونیک که حالش خوب نبود و فکر می‌کرد که شدو واقعا اینو بهش گفته میره جنگل قدم بزنه و اونقدر تند میدوعه که راهو گم میکنه بعد .... متال ها بهش حمله میکنن و اونو میندازن تو آب و بیهوش میشه
بعدش با دستای بسته از خواب بیدار میشه و رباتنیک میگه که من میخوام با انرژی تو حافظه شدو رو پاک کنم (اگمن هنوز زنده بود 🫥) (شدو هم تو کپسول بیهوش بود ) بعد مثلا دوستاش میان و نجاتش میدن و اینه
پایگاه داره منفجر میشه و سونیک دست دوستاش و ول میکنه و شدو رو بقل میکنه تا نجاتش بده بعد یکی از اون حلقه های تلپورت رو میز اگمن بود اونو برمیداره و تلپورت میکنه تو گری هیلز ..... بعدش شدو بهوش میاد و اینا (نمیتونم زیاد تایپ کنم ) برمیگردن خونه ی تام اما بعد متال ها بهشون حمله میکنن و یکیشون به سونیک ضربه میزنه و تیلز احتمال میده که زنده موندن سونیک قطعی نیست ...
همین ! اوه راستی اگه میخوای کاملشو بخونی تو گوگل بنویس ----دلتنگ یک رفیق ویسگون--- میاره 🫡😅♥️
دیدگاه ها (۰)

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۱تیلز : دیگه امیدی نیست ...همه ساکتن.......

اینم از پارت ۲۱ خوب بود ؟🙂♥️🫡اگه خوب بود کامنت بزارید ♥️❣️

کیوت

واقعیت...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲سونیک : آخه چرا ؟؟😢_تو داشتی میمردی!سونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط