یعنی ترسیده بود! خب! ترس هم داشت! .... اما نه پوتین هاشو

یعنی ترسیده بود! خب! ترس هم داشت! .... اما نه پوتین هاشو

از پاهاش در آورد و داد به یکی از بچه ها و گفت:

تازه از گردان گرفتم. حیفه! بــیــت الــمــالــه...

پابرهنه رفت





خدایا کمک کن بتوانیم رهرو راه شهدایی باشیم



که با این چنین افکار پسندیده ای از جان خود گذشتندو



رفتند تا ما در آرامش زندگی کنیم.♥ ♥ ♥
دیدگاه ها (۱۰)

خـــــدای جانم..همیشه برای شنیدن حرفهایمانوقت داری همیشه در ...

آقا بطلب هوای مشهد کردم . . . .خدّام حرم غم تو را می فهمندتا...

خدایا در فراغش ناله تا کیبه سینه داغها چون لاله تا کیخدایا ر...

چـادر مـن تـاج بنـدگـی مـن است …سنـد زهـرایی بـودنـم را امضـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط