چندشاتی نامجون

چندشاتی نامجون

part 2

یهو متوجه یچی شد...

پد...

اخم غلیظی کرد

+ نامجونننن(داد زد)

- چته؟؟؟(با ترس)

+پد کجاستتتتتتتتتت

-عه..یادم رفتتتت

+یعنی‌چی یادت رفتتت(داد زد)

-عه آروممم ببخشید

+کوفتتت گمشو برو بخر (داد زد)

- باشه باشه ببخشیددد

با ترس از خونه رفت بیرون و سریع پد خریدو برگشت

+ایش.. بده من

-ببخشید...

دختر رو بغل کرد و لباشو بوسید

-اگر‌میدونستم انقدر عصبی میشی نمیگفتم یادم رفته پرنسس

لبخندی زد و دستشو دور گردن پسر حلقه کرد

+ دورت بگردمممم

-خدانکنه نفسم

the end.
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو✿موضوع:وقتی دنسرشون هستیم و اونا رومون کراشن و برای دن...

گایز.. من‌امشب نمیتونم فیک بزارم.. بخدا میخواستم‌جندشاتی جون...

چندشاتی نامجونpart 1موضوع :وقتی پریودی و پدت تموم شد و میفرس...

🌑 p.3تهیونگ حالا خیلی نزدیک‌تر از حد مجاز بود...نفس‌های سنگی...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۱ ویو لارا : داشتیم غذا میخوردیم که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط