پارت پنجم
پارت پنجم
جونگکوک: صبح بیدار حس عجیبی داشتم حالم بد بود وقتی گوشیم برداشتم و به تاریخ نگاه کردم فهمیدم امروز قراره هیت بشم
(هیت:به دورهای گفته میشه که امگا ها نیاز جنسی زیادی دارن و رایحه بیشتری ترشح میکنن)
جونگکوک:اووو ولی باید برم کمپانی ولی با این وضعیت نمیشه هی باید به مربی بگم
جونگکوک با مربی تماس گرفت و موضوع بشم گفت مربی هم دو روز اجازه داد استراحت کنه
ویو اعضا:همه اومده بودن و فقط جونگکوک نیومده بود
مربی:خوب پسرا امروز و فردا جونگکوک بخاطر یه مشکلی نمیتونه تمرین کنه متاسفانه
ویو اعضا: ولی چرا چیزی شده؟
مربی:نه چیز خاصی نیست بهتر تمرین شروع کنیم
اعضا : چشم
ذهن تهیونگ:(نکنه بخاطر حرف هایی که زدم بلایی سر خودش آورده نه نه جونگکوک پسر قوی اینکار نمیکنه ولی نگرانشم)
اعضا مشغول تمرین بودن ولی تهیونگ همش به جونگکوک فک میکرد
بعد از چند ساعت تمرین تموم شد
ویو تهیونگ:بهتره برم و به جونگکوک سر بزنم
تهیونگ به سمت جیمین رفت تا آدرس خونهی جونگکوک ازش بپرسه (نکنه:جیمین و جونگکوک خیلی باهم صمیمی شدن)
تهیونگ بعد از اینکه آدرس از جیمین گرفت به سمت خونهی جونگکوک حرکت کرد
ویو جونگکوک: وای حالم بده همه بدنم میخاره و میسوزه دارم میمیرم چرا پس این قرص کاری نمیکنه
جونگکوک از شدت درد زیاد به گریه افتاده بود و کل خونه بوی وانیل میداد
حدود بیست دقیقه بعد زنگ خونه به صدا در اومد و..........
نظر یادتون نره نانازی ها🫂🫐✨️
#تهکوک #یونمین #شیپ #فیک #فیکشن #اسمات
جونگکوک: صبح بیدار حس عجیبی داشتم حالم بد بود وقتی گوشیم برداشتم و به تاریخ نگاه کردم فهمیدم امروز قراره هیت بشم
(هیت:به دورهای گفته میشه که امگا ها نیاز جنسی زیادی دارن و رایحه بیشتری ترشح میکنن)
جونگکوک:اووو ولی باید برم کمپانی ولی با این وضعیت نمیشه هی باید به مربی بگم
جونگکوک با مربی تماس گرفت و موضوع بشم گفت مربی هم دو روز اجازه داد استراحت کنه
ویو اعضا:همه اومده بودن و فقط جونگکوک نیومده بود
مربی:خوب پسرا امروز و فردا جونگکوک بخاطر یه مشکلی نمیتونه تمرین کنه متاسفانه
ویو اعضا: ولی چرا چیزی شده؟
مربی:نه چیز خاصی نیست بهتر تمرین شروع کنیم
اعضا : چشم
ذهن تهیونگ:(نکنه بخاطر حرف هایی که زدم بلایی سر خودش آورده نه نه جونگکوک پسر قوی اینکار نمیکنه ولی نگرانشم)
اعضا مشغول تمرین بودن ولی تهیونگ همش به جونگکوک فک میکرد
بعد از چند ساعت تمرین تموم شد
ویو تهیونگ:بهتره برم و به جونگکوک سر بزنم
تهیونگ به سمت جیمین رفت تا آدرس خونهی جونگکوک ازش بپرسه (نکنه:جیمین و جونگکوک خیلی باهم صمیمی شدن)
تهیونگ بعد از اینکه آدرس از جیمین گرفت به سمت خونهی جونگکوک حرکت کرد
ویو جونگکوک: وای حالم بده همه بدنم میخاره و میسوزه دارم میمیرم چرا پس این قرص کاری نمیکنه
جونگکوک از شدت درد زیاد به گریه افتاده بود و کل خونه بوی وانیل میداد
حدود بیست دقیقه بعد زنگ خونه به صدا در اومد و..........
نظر یادتون نره نانازی ها🫂🫐✨️
#تهکوک #یونمین #شیپ #فیک #فیکشن #اسمات
- ۲.۳k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط