ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺭﺍﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﮐﻦ! ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﻭ ﻳﻮﺳﻒ ﺍﺳﺖ! ﻧﻪ ﻣﻦ ﺯﻟﻴﺨﺎ!
دیدگاه ها (۱)

عاشق اون روزیم که ثمره ی عشقمون از مهدکودک بیاد تندتند سلام ...

- خانِٔومَم‍+ جوووونَم‍- خانِٔووومَم‍+ جوونَم‍- خانِٔومَم‍+ ...

مادربزرگ میگفتآدمبوی غذایی را بشنفددلـش بخواهدو نداشته باشدش...

میبینی چه شب ساکتی است؟انگار هیچکس در دنیا نیست یا شایدمن در...

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

#سخن_خدا ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﺭِﺟَﺎﻝٌ ﺻَﺪَﻗُﻮﺍْ ﻣَﺎ ﻋَﺎﻫَﺪُﻭﺍ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط